![]() |
![]() |
|
| نظرات و مطالب دانشجویان دانشگاه سجاد/درس اندیشه 2/گروه 5 |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 14:22 توسط مصطفی رستمی(مدیریت وبلاگ) |
|
|
مادر سر چشمه گیتی... مادرم:
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 9:4 توسط خانم بخشی |
|
|
نگاهي به شخصيت و فضائل حضرت زهرا (س) از نگاه آيت الله "حسين مظاهري " حضرت زهرا(س)را بايد از كلام خدا شناخت. خداوند در توصيف ايشان، سوره كوثر را نازل فرموده است. اين سوره مباركه به غير از «بسم الله الرحمن الرحيم» سه آيه بيشتر نيست، اما يك دنيا معنا و معرفت در آن نهفته است. به فرموده خداوند در اين سوره مباركه، حضرت زهرا(س) تجسم همه خوبيهاست. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 15:30 توسط خانم تیموری |
|
تحليل معرفت (1) به «باور صادق موجه» (2) تحليلي رايج از معرفت است که افلاطون (3) براي اولين بار در رساله تئوتوس آن را ارائه کرده است (4) و تا دهه 1960 در نزد غالب معرفت شناسان، تعريفي صواب به نظر مي رسيد تا اينکه در سال 1963 ادموند گتيه در مقاله اي سه صفحه اي با ارائه دو مثال نقضي (5) اين تعريف رايج از معرفت را مورد خدشه قرار داد و نظريات متفاوتي در باب اين تعريف سه بخشي از معرفت و اينکه آيا اين تعريف سنتي، نارسا است يا خير، به وجود آورد. (6) نتيجه آن که تعريف سه جزيي معرفت هر چند مايه و ريشه در کلمات افلاطون دارد، شکل نهايي خود را به عنوان تعريفي سنتي (7) در قرن اخير يافت و با اقبال بيشتر معرفت شناسان مواجه شد. اين مقدمه کوتاه، آبشخور تعريف سنتي از معرفت را در نزد معرفت شناسان غربي نشان مي دهد اما جاي دارد که به تلقي فيلسوفان مسلمان از معرفت و علم توجه شود تا مراد آنان از معرفت به دست آيد. از اين رو اين نوشتار به بررسي ديدگاه حکماي اسلامي در باب معرفت و اقسام آن پرداخته استادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 11:36 توسط خانم سعیدی پور |
|
|
امام رضا (ع) :
عبادت به زيادي نماز و روزه نيست بلكه به انديشيدن در امر پروردگار متعال است.
امام رضا (ع ) : َدِّبوا اَولادَكُم عَلى ثَلاثِ خِصالٍ : حُبِّ نَبيِّكُم و حُبِّ اَهلِ بَيتِهِ وَ عَلى قِراءَةِ القُرآنِ فرزندانتان را به سه چيز ادب كنيد: عشق به پيامبرتان، عشق به خاندان او، و قرآن خواندن ضريحت را در ديدگانم مجسم مى كنم و بر گنبد طلايى ضريح تو طواف مى گذارم ، چشم هايم شيدا براى يك لحظه ، يك ثانيه حضور صميمى ات را در ضريح ترسيم مى كند و من بى قرار مثل يك قطره حباب ، رنگين ترين رؤيا و مجنون ترين مجنون مى گردم و از خطوط سبز تخيل بر وادى عشق تو گام مى .نهم و در سفر به نزد تو يا غريب الغربا ، ای شاه خراسان ، حكايت هاى خسته جانم را بازگو مى كنم و كبوتر ذهنم را از حرم تنگناى خويش بر وادى عشق تو رهسپار مى گردانم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 15:14 توسط خانم بخشی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 12:9 توسط خانم بخشی |
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 11:39 توسط خانم بخشی |
|
|
زندگي ساختن را ياد گرفته ايم اما نه زندگي کردن را ؛ تنها به زندگي سالهاي عمر را افزوده ايم و نه زندگي را به سالهاي عمرمان بيشتر خرج مي کنيم اما کمتر داريم، بيشتر مي خريم اما کمتر لذت مي بريم ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 22:39 توسط خانم سعیدی پور |
|
|
يكي از عرصه هاي كه در انديشه سياسي امام (ره) به عنوان بنيانگذار انقلاب جمهوري اسلامي به شدت مغفول مانده است تمدن سازي ايشان است . امام(ره) اصرار داشتند كه مشكلات جامعه ايراني و بشريت حل نخواهد شد مگر اينكه يك تمدن مبتني بر دين و افكار ناب شيعه در جمهوري اسلامي ساخته و به دنيا عرضه شود و دنيا با آشنا شدن با اين تمدن براي امر ظهور موعود و فرا رسيدن پايان خوش تاريخ بشريت زمينه سازي كند .
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 16:49 توسط خانم بخشی |
|
|
ستاد فرماندهي ارتش آمريكا در عراق جمعه، اعتراف كرد كه سربازان آنها در يكي از اردوگاههاي آموزشي وابسته به خود از قرآن كريم به عنوان هدف نظامي تيراندازي استفاده كردند.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 15:44 توسط خانم بخشی |
|
|
روزها گذشت و گنجشك با خدا هيچ نگفت فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان اين گونه مي گفت " . مي ايد ، من تنها گوشي هستم كه غصه هايش را مي شنود و يگانه قلبي ام كه دردهايش را در خود نگه مي دارد و سر انجام گنجشك روي شاخه اي از درخت دنيا نشست . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 15:39 توسط خانم بخشی |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 10:43 توسط مصطفی رستمی(مدیریت وبلاگ) |
|
|
خانم و آقایون دکتر مهندس باید به عرض برسونم امتحانا تا 20روز دیگه شروع میشه امتحان امتحان امتحان تا جون داریم از ما امتحان می گیرن از بس که امتحان دادیم ودادیم مغزمون سیاه و کبود شده از بس که امتحان دادیم همه فکر و ذکرمون همینه |
|
+ نوشته شده در
جمعه دهم خرداد 1387ساعت 14:55 توسط خانم بخشی |
|
|
خدايا به من زيستي عطا کن که در لحظه ي مرگ بر بي ثمري لحظه اي که براي زيستن گذشته است حسرت نخورم ومردني عطا کن که بر بيهودگي اش ،سوگوار نباشم بگذار تا آن را من،خود انتخاب کنم امّا آنچنان که تو دوست داري چگونه زيستن را تو به من بياموز چگونه مردن را خود خواهم آموخت |
|
+ نوشته شده در
جمعه دهم خرداد 1387ساعت 14:51 توسط خانم بخشی |
|
|
روزي شخصي در حال نماز خواندن در راهي بود و مجنون بدون اين که متوجه شود از بين او و مهرش عبور کزد مرد نمازش را قطع کرد و داد زد هي چرا بين من و خدايم فاصله انداختي مجنون به خود آمد و گفت من که عاشق ليلي هستم تورا نديدم تو که عاشق خداي ليلي هستي چگونه مرا ديدي |
|
+ نوشته شده در
جمعه دهم خرداد 1387ساعت 14:49 توسط خانم بخشی |
|
|
سوز تو ای فاطمه سازم شکست |
|
+ نوشته شده در
جمعه دهم خرداد 1387ساعت 12:29 توسط خانم بخشی |
|
|
نجات از شقاوت : تسبيح حضرت زهرا عليهاالسلام از آثار و بركات بسيارى برخوردار است كه از جملهى آنها نجات يافتن از شقاوت و بدبختى است. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه دهم خرداد 1387ساعت 10:28 توسط خانم بخشی |
|
|
شب قدر ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 19:25 توسط خانم حسین زاده |
|
|
آسيب شناسى جوانان در آيينه قرآن و امامان:
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 17:12 توسط خانم بخشی |
|
|
خدا زيباست:
جهان آينه ظهور نام های خداست. بهتر بگوييم: جهان، تمام، نام های خداست. آنچه ما از نام هاي خداوند مي شناسيم، واژه هايند و بس: مهربان، موثر، بخشنده، بخشاينده... اما اين واژه ها تنها نشاني از حقيقت نام هايند. خداوند حقيقتي است كه سرچشمه همه اين نام هاي زيباست. اين نام ها همه در زيبايي و حسن يكدانه اند. هيچ يك از آن ها در مقابل زيبايي نيست، عين زيبايي است: همه زيبايي است. حتي نام هايي كه به گمان ما سخت و غريب مي آيند، در حقيقت خود كمال زيبايي اند. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 17:9 توسط خانم بخشی |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 17:6 توسط خانم بخشی |
|
|
الف) نشانههاي عام و خاص ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 19:33 توسط خانم حسین زاده |
|
|
در كـتـب حـديث روايتى از امير مؤمنان على (ع ) از پيامبر اسلام (ص ) در اين زمينه آمده است كه بسيار مشروح و طولانى است , و ما گوشه هائى از آن را در اينجامى آوريم . ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 23:23 توسط خانم سعیدی پور |
|
|
نگرش سیستمی به دین - عبدالحمید واسطی
چکیده موضوع و هدف بحث مساله بحث و ضرورت توجه به آن محور اول: «مدیریت زندگی جمعی» محور دوم: «محیط رقابت» محور سوم: « کارآمدی» محور چهارم: « دین» فرضیه بحث استدلال مقدمه دوم الف. اگر دین برای حرکت دادن انسانها بهسوی خدا است و حرکت بهسوی کمال جز با اراده آگاهانه حاصل نمیشود، بنابراین باید بتواند اراده آگاهانه انسانها را برانگیزاند و از آنجا که اراده جدی انسانی بدون علم و اطلاع از کمال هدف، نقص خود، رساننده بودن فعل مورد نظر به هدف و شیوه انجام فعل برانگیخته نمیشود ، پس دین باید مفاهیم بالا را که زمینهساز یا علت برای ایجاد حرکت به سوی هدفش هستند، طوری به انسانها منتقل کند که بتوانند دستکم فهم کاربردی از آنها بیابند؛ (یعنی مفاهیم را طوری تصور کنند که حداقل رابطه آنها با زندگی و نفع و ضرر آنها را در زندگیشان بیابند)؛ بنابراین زبان دین باید زبان مفهوم برای مخاطبان باشد و از سبکهایی در سخنان خود استفاده کند که بتواند رابطه مفاهیم مورد نظر با زندگی آنها را در برابر دیدگان مخاطبان قرار دهد. پاسخ درون دینی ب. نتیجه: پینوشتها: |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 0:21 توسط امیر دهقان نیری |
|
|
نان در اسلام (بررسي مدل پيشنهادي اسلام براي اصلاح و بهينهسازي چرخة از توليد تا مصرفِ نان) شيخ عبدالحميد واسطي چكيده حجم انبوه ضايعات نان و واردات گندم كه محصولي استراتژيك است، ميتواند زمينهساز بحران در امنيت غذايي كشور باشد. بر اين اساس اصلاح وضعيت موجود در چرخة از توليد گندم تا مصرف نان، ضرورت امنيتي دارد. مدلهايي براي اصلاح اين چرخه، از طرف كارشناسان غذايي و صنعتي و فرهنگي ارائه شده است. اين مقاله به توصيف مدل پيشنهادي كه از منابع دين اسلام بهدست آمده است، ميپردازد. در اين مدل، نقاط بحران و ضايعهساز، عبارتند از: انتقال اوّلويت از بخش كشاورزي به ديگر حوزههاي سرمايهگذاريِ علمي و مالي، جدا شدن سبوس از آرد، بازاري شدنِ توليد نان (در برابر توليد در خانه)، بياهميّت شدن(عادي شدن) نان در فرهنگ عمومي. راهبردهاي اصلاحي در اين مدل عبارتند از: انتقال نقطه ثقل سرمايهگذاري علمي و مالي به بخش كشاورزي و امنيت غذايي، فرهنگسازي براي استفاده از نانِ سبوسدار، انتقال نقطه ثقل توليد نان از بازار به خانه با بهكارگيريِ ابزار مناسب با زندگي امروزه، بالا بردن ضريب حسّاسيّت و اهميّت به نان در فرهنگ عمومي. در مدل پيشنهادي اسلام راهبردهايي براي بهينهسازي نيز ارائه شده است كه عبارتند از: تغيير اندازة نان به نان يكنفره، تغيير نقطه ثقل دانة مصرفي از گندم به جو، افزايش حرارت تا حد ممكن براي پخت، تهية خمير در ظروف دربسته. اين تحقيق با ارائة مدلِ پيشنهاديِ اسلام، يك الگوي كلانِ جايگزين براي وضعيت موجود در چرخة نان ارائه كرده است كه با تغيير محورِ توليد، سرچشمة ايجاد ضايعات را از بين ميبرد. مقدمه نان محصولي استراتژيك در زندگي بشر است و دستيابي به كيفيت مطلوب در آن تابع متغيّرهاي به هم پيوستهاي است كه بايد در يك چرخه و بهصورت يك سيستم، طراحي و مدلسازي شوند و هرگونه تغيير در مدل يا تغيير در جزئي از اجزاي مدل، تاثير مستقيم بر كيفيت نهايي نان خواهد داشت. بحران در چرخه توليد تا مصرف نان با «امنيت غذايي» ارتباط مستقيم دارد. نان در تعاملات جهاني نقش مبنايي دارد و موقعيت استراتژيك آن در صدر محورهاي حسّاس و مورد توجه برنامهريزان جهاني است. مشكل و مسألهاي كه انگيزه و سرچشمة اين تحقيق ميباشد، انبوه ضايعات نان و تأثير آن در امنيت غذايي است. اين مسأله از سه موضوع عمده تشكيل شده است: نان + ضايعات + امنيتغذايي كه هر يك بايد مستقلّاً تبيين و تفسير شود تا ضرورت تحقيق آشكار گردد. عنصر اوّل: «نان» (اهميّت و جايگاه نان در سبد غذايي خانوار): «نان به عنوان ماده غذايي غالب، سهم عمدهاي در الگوي مصرف خانوارها دارد. نان، غذاي پايه و اصلي ايرانيها، به ويژه خانوادههاي كم درآمد و نيز ارزانترين ماده در الگوي غذايي روزانه است. تأمين نان مورد نياز جمعيت بيش از 60 ميليوني كشور، حجم وسيع فعاليتهاي كشاورزي، صنعت، حملونقل، ذخيرهسازي و توزيع را به خود اختصاص ميدهد كه بر مبناي حداقل قيمتهاي بينالمللي برابر شش ميليارد دلار هزينه دارد.» [1] «كشور ما از لحاظ مصرف سرانة نان، يكي از پرمصرفترين كشورهاي جهان است. نان، بخش عمدهاي از انرژي، پروتئين، مواد معدني از جمله آهن و كلسيم و برخي از ويتامينها همچون تيامين و نياسين مورد نياز روزانة ما ميباشد كه نسبت به قيمت و وزن در مقايسه با ساير مواد غذايي همچون گوشت و شير بيشترين ارزش غذايي را داراست.» [2] عنصر دوّم: «ضايعات» «ضايعات» عبارتند از: مواد توليد شدهاي كه انتظارات پيشبيني شده را برآورده نميكنند. از يك ماده غذايي انتظار ميرود: به مقدار كميّتي كه دارد ارزش غذايي مورد نظر را در برداشته باشد؛ سبب عوارض جانبي نشود، داراي طعم، شكل و رنگ مطبوع باشد؛ سهلالمصرف باشد و بستهبندي مناسب داشته باشد؛ حداكثر ميزان ماندگاري را داشته باشد و داراي قيمت قابل قبول باشد. اصليترين انتظار از مادّة غذايي، ارزش غذايي آن است؛ مثلاً اگر نانِ توليد شده، از جهات ظاهري مطلوب باشد ولي فقر غذايي داشته باشد و سبب بروز سوء تغذيه در خانوادهها شود، اين نان در حقيقت ضايع شده است. نكتة ديگر اينكه ضايعات نان منحصر به خودِ نان نميشود بلكه ضايعات آرد و دانة گندم را نيز بايد به چرخة ضايعات نان افزود (آردهايي كه غلط آرد شده يا به درستي نگهداري نشدهاند، دانههايي كه در حملونقل ريختهاند يا در سيلوها فاسد شدهاند و...). همه ساله اخبار و آماري راجع به ضايعات نان، در جرايد تخصصي و عمومي منتشر ميشود؛ حتي اگر بخشي از آنچه در زير آمده است واقعيّت داشته باشد، نميتوان اين مسأله را ناديده گرفت و برنامهاي اساسي براي حلّ آن طرّاحي نكرد! «در حال حاضر، طبق آخرين آمارها حداقل2 ميليون تُن گندم كشورمان بهصورت ضايعات نان تباه ميشود و به مصرف حيوانات ميرسد؛ اين در حالي است كه 30 درصد كل گندم توليد شده به هدر ميرود و به مصرف نهايي نميرسد. از آن طرف حدود 18 درصد نان توليد شده نيز ضايع ميشود.» [3] و[4] «شهروندان ايراني هر سال 300 ميليون دلار نان ضايع ميكنند. در حال حاضر با ضايعات30 درصدي نان، حدود300 ميليون دلار از گندمهاي توليدي و وارداتي ضايع ميشود. اين درحالي است كه طي چند سال گذشته كشورمان يكي از بزرگترين وارد كنندگان گندم جهان بوده است. كارشناسان از ضايعات نان به عنوان بزرگترين اسراف ملّي ياد ميكنند و از اين رو ضمن تاكيد به بهينهسازي مصرف، خواستار جلوگيري از هدر دادن يارانه اختصاص يافته به نان هستند. برخي آمارها بيانگر اين موضوع است كه به دليل توليد نامناسب نان و استفادة ناصحيح از آن، حدود30 درصد از نانهاي توليدي كشور روانه نان خشكيها ميشود.»[5] عنصر سوم: «امنيّت غذايي» غذا يك اسلحة استراتژيك و خوداتكايي غذايي يك سپر امنيتي است. «رمزي كلارك» دادستان كل اسبق امريكا، در مصاحبهاي دربارة سياستهاي امريكا براي نابود كردن كشاورزي در كشورهاي جهان سوّم چنين ميگويد: «هدف سياست امريكا در زمينة كشاورزي وابسته كردن كشورها به واردات غذايي از ايالات متّحده و متحدان آن است. وقتي شما غذا نداشته باشيد و نتوانيد مايحتاج غذايي ملّت خود را فراهم كنيد، به ديگران وابسته خواهيد شد. مردم براي زندگي به مواد خوراكي نياز دارند و چنانچه كشورهاي صادركنندة اين مواد دست به تحريم آنها بزنند يا قيمت را افزايش دهند ديگر استقلالي وجود نخواهد داشت. امريكا از كشاورزي به عنوان يك ابزار عمده در تضمين سلطة اقتصادي و سياسي استفاده ميكند. وقتي تواناييهاي يك كشور براي توليد محصولات كشاورزي و ملزومات آن از بين برود، از غذا به عنوان يك سلاح قوي ميتوان استفاده كرد.» [6] فصل دهم از كتاب «ديكتاتوري كارتلها» با عنوانِ «كارتل مواد غذايي» آغاز شده و در اوّلين مورد به گندم پرداخته ميشود. در اين قسمت آمده است: «كنترلي كه توسط امريكا بر تجارت جهاني غلّه اعمال ميشود عظيمتر و مهمتر از كنترلي است كه كشورهاي صادركنندة نفت (اوپك) بر تجارت جهاني نفت دارند. «سيا» در سال 1974 طي گزارش خود بيان كرد كه: موقعيّت تقريباً انحصاري امريكا به عنوان صادركنندة مواد غذايي ميتواند اين دولت را به درجهاي از قدرت برساند كه قبلاً هرگز صاحب آن نبوده است. واشنگتن از طريق صادرات مواد غذايي كنترل مرگ و زندگي بسياري از ملل جهان را در دست خود دارد.» [7] بر اين اساس مراكز تحقيقاتي مطالعات بسياري براي دستیابی به روشهاي جلوگيري از ضايعات و بهينهسازيِ شيوة توليد نان انجام داده و ميدهند؛ بررسيهاي اوّليه در منابع اسلام نيز وجود گزارههاي مهمّ و حسّاسي را در زمينه نان نشان ميدهد. هدف اين تحقيق، دستيابي به نقطهنظرات دين دربارة نان و كشف مدلي است كه اسلام براي رسيدن به بهترين بهرهبرداري از اين محصول حياتي ارائه كرده است. اين مدل براي اصلاح و بهينهسازي وضعيت موجود توليد تا مصرف نان در كشور ارائه ميگردد تا حداقل، ضايعات نان را به كمترين مقدار برساند و در دراز مدت به سوي چرخه جايگزين حركت كند. فرضيّه تحقيق آنچه پس از جمعآوري گزارههاي دينيِ مربوط به چرخه توليد تا مصرف نان و تحليل ابتدايي آنها (تعيين اوّليّة شاخص پايه و موانع و رابطة بين متغيّرها) بهدست آمد، فرضيّه اين تحقيق را بهصورت زير شكل داد: - اسلام، اوّلويّت اوّل در سرمايهگذاري را كشاورزي و دامداري ميداند.[8] - نان را نقطة مركزي تغذيه انسان ميداند و ايجاد فرهنگ مصرف صحيح را لازم ميشمارد.[9] - توليد و مصرف نان جو را به عنوان الگوي عمومي مطرح ميكند.[10] - در مسير تبديل دانه به آرد، گرفتن سبوس را مضرّ ميداند.[11] - قرار دادن خمير در ظروف مناسب براي انجام فرآيند تخمير را لازم ميداند.[12] - کمترين حجم ممكن در چونه خمير(براي خوراك يك نفر)[13] و بيشترين زمان ممكن براي حرارت ديدن را توصيه ميكند.[14] - استفاده از نان سرد شده را پيشنهاد مينمايد.[15] - و در نهايت به عنوان يك استراتژي مبنايي، توليد نان در خانه با ابزار مناسب زندگي امروز (به جاي خريد از بازار) را زمينهساز ايجاد تعادل و امنيت غذايي در جامعه ميداند.[16] پيشنهاد كاربردي تحقيق براساس يافتههاي فوق پيشنهاد تحقيق عبارتست از: تغيير در الگوي جذب و تخصيص سرمايهگذاريهاي كلان، انتخاب بذر، شيوه آرد كردن، روش تخمير، سيستم توليد انبوه نان، فرهنگ مصرف نان. الگويهاي جديد براساس راهبردهاي مدلي كه بهنظر ميرسد براي تحقّق پيشنهاد فوق بايد طراحي و اجراء شوند عبارتند از: تغيير نقطه ثقل سرمايهگذاريها به سوي كشاورزي و دامداري، تغيير نقطه ثقل توليد نان از بازار به خانه، تغيير فرهنگ مصرف عمومي از نان گندمِ بدون سبوس به نان جو سبوسدار، توليد نانهاي يك نفره، جهتدهي فرهنگ عمومي به سوي احترام به نان. براساس مدل بهدست آمده از منابع اسلام، ما يحتاج اوّليه و دائمي انسان بايد توسط خودش تهيه شود و فرد فقط به تهيه مواد اوّليه از بازار اقدام كند و فرايند تبديل اين مواد به مواد مصرفي، در منزل انجام شود. طبعاً اين سياستگذاري در صورتي اجرايي خواهد بود كه ابزار و دانش فني تبديل مواد اوّليه به مواد مصرفي در خانه، عمومي شود واين امر ممكن نخواهد شد مگر با طراحي يك ابزار مناسب براي توليد آسان نان در خانه.[17] (دشتگاه پخت نان) اين روش در مراحل تدريجي خود، با قدرت خريد و سليقه تمام لايههاي جامعه منطبق ميشود و بسياري از نگرانيها و بحرانهاي احتمالي را منتفي ميكند و با توسعة قابليتهاي اين ماشينها به جهت پخت نانهاي مختلف گندم، جو، برنج، عدس و...، جايگزينهاي ممكن براي شرايط اضطراري درگندم نيز به وجود ميآيند. نتيجه بر اساس نگرش اسلام، سرمنشاء مشكلات نان به دو امر برمي گردد: 1- بازاري بودن توليد وتوزيع نان (در برابر خانگي بودن توليد). 2- پايين بودن ضريب اهميّت آن در افكار عمومي. براساس مدل اسلام، وضعيت بهينه در امر نان عبارت است از: وارد ساختن نان جو در چرخة توليد و مصرف، نگرفتن سبوس، تهية خمير در ظروف دربسته با زمان انتظار مناسب، تهيه قرص هاي نان با حداقل اندازة ممكن، خشك شدن بيشتر نان در تنور، ايجاد فرهنگ مصرف نان سرد، تهية نان درخانه. راهكارهاي پيشنهادي براي رسيدن به وضعيت مطلوب درنان (در دو محور كوتاه مدت و بلند مدت) عبارتند از: 1- خط مشي اصلي و بلند مدت: انتقال چرخة توليد نان از نانوايي ها به خانه وخانواده با ايجاد ماشين مناسب پخت درخانه + زمينه سازي هاي فرهنگي در دو موردِ: احترام نان، پخت نان در خانه ها به طوري كه احترام به نان و تهيه نان درخانه، جزء شاخصه هاي فرهنگي ما بشود. 2- خط مشي انتقالي وكوتاه مدت: برگزاري كارگاه هاي آموزشي پخت نان براي نانوايي ها با تاكيد بر: ايجاد روحية اهميّت دادن به نان، تهية خمير در ظروف دربسته، روش تهية نان در حداقل اندازه، روش تحويل نان سرد به مشتري ارتقاء سطح فرهنگي و رفتاري. منابع 1- برقي، احمد، المحاسن، دارالكتب الاسلاميه 1371. 2- حرّ عاملي، محمد، وسائلالشيعه، موسسه آلالبيت 1409. 3- حسيني، سيد هادي، فقر و توسعه در منابع ديني، انتشارات دفتر تبليغات اسلامي1380. 4- حكيمي، محمد، معيارهاي اقتصادي در تعاليم رضوي، انتشارات دفتر تبليغات اسلامي 1376. 5- رضي، محمد، نهجالبلاغه، صبحي صالح، انتشارات دارالهجره قم 1380. 6- رفيعي محمدي، ناصر، آفت سرمايهها، اسراف و تبذير، انتشارات دانشگاه سمنان 1376. 7- شركت نور، نرمافزار جامع الاحاديث، ويرايش دوم. 8- شعيري، محمد، جامعالاخبار و معارج اليقين في اصولالدين، انتشارات رضي قم 1363. 9- کليني، محمد، كافي، تحقيق علياكبر غفاري، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1388 ق. 10- مركز تحقيقاتي آيهالله گلپايگاني، نرمافزا معجم فقهي، ويرايش سوم. 11- ميرو، ديكتاتوري كارتلها، ترجمه و اقتباس دكتر همايون الهي، نشر موسسه اميركبير 1363. 12- اسكوييپور، فريدون، مسأله نان و ضايعات آن؛ كدام عوامل مؤثر و كدام راهكارها چاره سازند؟، نشريه كشاورز شماره 230 و 231. 13- اصغري، محمود، وابستگي غذايي چالشي بر سر راه توسعه، انديشه حوزه شماره 22. 14- اماني، محمد باقر، ضايعات آرد و نان و روشهاي جلوگيري از آن، نشريه كشاورز شماره 218. 15- انوشه، محمد، علل ضايعات نان و راههاي جلوگيري از آن، ماهنامه خورنوش شماره 35. 16- حقايق، غلامحسين، اهميّت اقتصادي صنايع تبديلي و ضايعات مواد غذايي، نشريه برزگر شماره 820. 17- دانايي، منوچهر، افت كيفي نان را جدّي بگيريم، روزنامه همشهري 16/10/1380. 18- زمردي، شهين و سكينه، بررسي علل ضايعات نان و راههاي جلوگيري از آن، نشريه كشاورزي و صنعت شماره 32. 19- صفاخو، عليرضا، ضايعات نان را دريابيد، ابرار اقتصادي 31 مرداد 1380. توضيح: رواياتي كه در اين مقاله ذكر شده است، حاصل جستجوهاي نرمافزاري با نزديك به پنجاه كليد واژه در كليّه كتب مرجع روايي، تفسيري، تاريخي، لغوي، رجالي، فقهي و اصولي، در شيعه و عامّه است كه فهرست آنها در نرمافزارهاي «جامعالاحاديث» و «معجم فقهي ويرايش سوم» ذكر گرديده است. 1- مقالة «علل ضايعات نان و راههاي جلوگيري از آن»؛ مهندس محمد انوشه كارشناس علوم و صنايع غذايي؛ ماهنامه خورنوش شماره 35 2- مقالة «بررسي علل ضايعات نان و راههاي جلوگيري از آن»؛ شهين و سكينه زمردي؛ دانشگاه علوم پزشكي اروميه و مركز تحقيقات كشاورزي آذربايجانغربي؛ نشريه كشاورزي و صنعت شماره 32 اسفند 80 4- اخبار بيشتري را در منابع زير ميتوانيد بيابيد: - مقالة «اهميّت اقتصادي صنايع تبديلي و ضايعات مواد غذايي»؛ كاري مشترك از: غلامحسين حقايق كارشناس اداره كل استاندارد و تحقيقات صنعتي خراسان و محمدرضا گزين دانشجوي فوق ليسانس اقتصاد كشاورزي دانشگاه شيراز؛ نشريه برزگر شماره 820 - مقاله «مسأله نان و ضايعات آن؛ كدام عوامل مؤثر و كدام راهكارها چاره سازند؟»؛ فريدون اسكوييپور؛ نشريه كشاورز شماره 230 و 231 - مقالة «افت كيفي نان را جدّي بگيريم.»؛ منوچهر دانايي؛ روزنامه همشهري16/10/1380 - مقالة «30درصد نان تبديل به ضايعات ميشود.»؛ روزنامه همشهري18/3/1377 5- خبر مندرج در پايگاه اطلاعاتي شبكة اطلاعرساني كشاورزي ايران؛ به نشاني اينترنتي: www.iranagrin.com/SabaNews/bottomfram/news81.12.11/news1.htm ؛ تاريخ اخذ مطلب از پايگاه اطلاعاتي1/3/1382؛ و تاريخ اصل خبر كه از ايرنا نقل شده است11/12/1381 ميباشد. 6- مقالة «ايران از رابطه با امريكا بيش از فقدان آن لطمه ميبيند»؛ گفتگوي سيد حسين ميرشاكي (خبرنگار ويژه روزنامه رسالت) با رمزي كلارك دادستان كل اسبق امريكا؛ روزنامه رسالت3/4/81 7- «ديكتاتوري كارتلها»؛ تاليف ميرو كارخانهدار برزيلي؛ ترجمه و اقتباس دكتر همايون الهي؛ نشر موسسه اميركبير 1363؛ ص 255 8- به استناد روايت: «سُئِلَ النَّبِيُّ ص أَيُّ الْمَالِ خَيْرٌ قَالَ الزَّرْعُ زَرَعَهُ صَاحِبُهُ وَ أَصْلَحَهُ وَ أَدَّى حَقَّهُ يَوْمَ حَصَادِهِ قَالَ فَأَيُّ الْمَالِ بَعْدَ الزَّرْعِ خَيْرٌ قَالَ رَجُلٌ فِي غَنَمٍ لَهُ قَدْ تَبِعَ بِهَا مَوَاضِعَ الْقَطْرِ يُقِيمُ الصَّلَاةَ وَ يُؤْتِي الزَّكَاةَ قَالَ فَأَيُّ الْمَالِ بَعْدَ الْغَنَمِ خَيْرٌ قَالَ الْبَقَرُ تَغْدُو بِخَيْرٍ وَ تَرُوحُ بِخَيْرٍ قَالَ فَأَيُّ الْمَالِ بَعْدَ الْبَقَرِ خَيْرٌ قَالَ الرَّاسِيَاتُ فِي الْوَحْلِ وَ الْمُطْعِمَاتُ فِي الْمَحْلِ.» ( الكافي، ج 5 ص260؛ سند: عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليهالسلام) 9- به استناد روايت: «إِنَّمَا بُنِيَ الْجَسَدُ عَلَى الْخُبْزِ» ( كافي، ج 6ص 287؛ سند: مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنِ الْوَلِيدِ بْنِ صَبِيحٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليهالسلام) و روايت «كْرِمُوا الْخُبْزَ فَإِنَّهُ قَدْ عَمِلَ فِيهِ مَا بَيْنَ الْعَرْشِ إِلَى الْأَرْضِ وَ مَا فِيهَا مِنْ كَثِيرٍ مِنْ خَلْقِهِ» (كافي، ج 6 ص 302؛ سند: عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ النَّبِيُّ صلي الله عليه و آله. 10- به استناد روايت: «فَضْلُ خُبْزِ الشَّعِيرِ عَلَى الْبُرِّ كَفَضْلِنَا عَلَى النَّاسِ وَ مَا مِنْ نَبِيٍّ إِلَّا وَ قَدْ دَعَا لِأَكْلِ الشَّعِيرِ وَ بَارَكَ عَلَيْهِ وَ مَا دَخَلَ جَوْفاً إِلَّا وَ أَخْرَجَ كُلَّ دَاءٍ فِيهِ» (الكافي، ج 6 ص304؛ سند: َلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا عليه السلام). 11- به استناد روايت: «أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع كَانَ لَا يُنْخَلُ لَهُ الدَّقِيقُ وَ كَانَ ع يَقُولُ لَا تَزَالُ هَذِهِ الْأُمَّةُ بِخَيْرٍ مَا لَمْ يَلْبَسُوا لِبَاسَ الْعَجَمِ وَ يَطْعَمُوا أَطْعِمَةَ الْعَجَمِ فَإِذَا فَعَلُوا ذَلِكَ ضَرَبَهُمُ اللَّهُ بِالذُّلِّ» (المحاسن، برقي، ج 2 ص440؛ سند: عنه عن أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ جَمِيعاً عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَيْدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ آبَائِهِ ع). 12- به استناد روايت: «َعنْ عَلِيٍّ ع أَنَّهُ كَانَ يُعَاتِبُ غِلْمَانَهُ فِي تَخْمِيرِ الْخَمِيرِ وَ يَقُولُ هُوَ أَكْثَرُ لِلْخُبْزِ» (وسائلالشيعه، ج 24 ص 395؛ سند: عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ فِي قُرْبِ الْإِسْنَادِ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيٍّ عليه السلام). 13- به استناد روايت: «صَغِّرُوا رُغْفَانَكُمْ فَإِنَّ مَعَ كُلِّ رَغِيفٍ بَرَكَةً (كافي، ج 6 ص 303؛ سند: مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَقْطِينٍ قَالَ قَالَ أَبُو الْحَسَنِ الرِّضَا ع قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه و آله). 14- به استناد روايت: «كانَ عِنْدِي ضَيْفٌ فَتَشَهَّى أُتْرُجّاً بِعَسَلٍ فَأَطْعَمْتُهُ وَ أَكَلْتُ مَعَهُ ثُمَّ مَضَيْتُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع وَ إِذَا الْمَائِدَةُ بَيْنَ يَدَيْهِ فَقَالَ لِي ادْنُ فَكُلْ فَقُلْتُ إِنِّي أَكَلْتُ قَبْلَ أَنْ آتِيَكَ أُتْرُجّاً بِعَسَلٍ وَ أَنَا أَجِدُ ثِقْلَهُ لِأَنِّي أَكْثَرْتُ مِنْهُ فَقَالَ يَا غُلَامُ انْطَلِقْ إِلَى الْجَارِيَةِ فَقُلْ لَهَا ابْعَثِي إِلَيْنَا بِحَرْفِ رَغِيفٍ يَابِسٍ مِنَ الَّذِي تُجَفِّفُهُ فِي التَّنُّورِ فَأُتِيَ بِهِ فَقَالَ لِي كُلْ مِنْ هَذَا الْخُبْزِ الْيَابِسِ فَإِنَّهُ يَهْضِمُ الْأُتْرُجَّ فَأَكَلْتُهُ ثُمَّ قُمْتُ فَكَأَنِّي لَمْ آكُلْشَيْئاً» (كافي، ج 6 ص 359؛ سند: ُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ وَ الْوَشَّاءِ جَمِيعاً عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ). 15- به استناد روايت: «أَقِرُّوا الْحَارَّ حَتَّى يَبْرُدَ فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قُرِّبَ إِلَيْهِ طَعَامٌ حَارٌّ فَقَالَ أَقِرُّوهُ حَتَّى يَبْرُدَ مَا كَانَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِيُطْعِمَنَا النَّارَ وَ الْبَرَكَةُ فِي الْبَارِدِ» (كافي، ج 6 ص321؛ سند: مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع. 16- به استناد روايت: «شِرَاءُ الْحِنْطَةِ يَنْفِي الْفَقْرَ وَ شِرَاءُ الدَّقِيقِ يُنْشِئُ الْفَقْرَ وَ شِرَاءُ الْخُبْزِ مَحْقٌ قَالَ قُلْتُ لَهُ أَبْقَاكَ اللَّهُ فَمَنْ لَمْ يَقْدِرْ عَلَى شِرَاءِ الْحِنْطَةِ قَالَ ذَاكَ لِمَنْ يَقْدِرُ وَ لَا يَفْعَلُ» (كافي، ج 5 ص166؛ سند: عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ نَصْرِ بْنِ إِسْحَاقَ الْكُوفِيِّ عَنْ عَبَّادِ بْنِ حَبِيبٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام). |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 14:45 توسط امیر دهقان نیری |
|
|
(بررسي هويت استراتژيك دين) نويسنده: عبدالحميد واسطي چكيده موضوع اين مقاله بررسي هويت سيستمي و استراتژيك دين و علت توجه به اين موضوع فعال نشدن كارآمدي دين در زندگي امروز است. هدفي كه اين مقاله دنبال ميكند، دستيابي به راهبرد فعال سازي كارآمدي دين است. نوع تحقيق در اين نوشتار، بنيادي با رويكرد تعليلي و روش تحقيق، كتابخانهاي با ابزار تحليل تطبيقي است؛ به اين ترتيب كه شاخصهها و خصلتهاي گزارههاي دين از طرفي و شاخصهها و خصلتهاي گزارههاي استراتژيك و خصوصيات سيستم از سوي ديگر بررسي و همپوشاني آنها تعليل شده است. فرضيه اين تحقيق، ضرورت نگرش كلان و سيستمي به دين و استفاده از گزارههاي دين در عرصه تدوين استراتژيها است. مدل نهايي و نتيجهاي كه از اين تحقيق به دست آمد، عبارت است از اين كه دين، شبكهاي از استراتژيهاي لازم براي برنامهريزي در جوانب به هم پيوسته زندگي را عرضه كرده است كه اگر با ديد استراتژيك به گزارههاي دين توجه شود، ساختار لازم براي برنامهريزيهاي اجرايي به دست ميآيد. راهكار اجرايي اوليه براي رسيدن به مدل بالا تدوين واحدهاي درسي براي طلاب حوزه در مقوله "روش تحقيق خلاق"، "روش تحصيل خلاق" و "روش تدريس خلاق" براي ايجاد مهارت كلاننگري و پيدايش ديد سيستمي به موضوعات و تحقق قابليت توليد علم و نظريه است. حوزههاي علميه در صورتي موفق به توليد علم و نظريهپردازي بر اساس معادلات دين خواهند شد كه طلاب حوزه بر اساس روش كاربردي و خلاق تحصيل و روش تحقيق كاربردي و خلاق را اجرا كنند و اساتيد حوزه بر اساس روش كاربردي و خلاق تدريس كنند ؛ همچنين حركت تلخيص و سادهسازي متون درسي متوقف شده و متون به حداقل سطح فهم كاربرديــ تحليلي از سطوح فهم و ادراك ارتقا يابد وحركت "فقه پويا"از تلاش براي انطباق دين با وضعيت موجود، به "فقه شبكهاي استراتژيساز" براي تغيير وضعيت موجود به سوي انطباق با دين، تغيير جهت داده، هويت آيندهساز و نه چارهساز به خود بگيرد و الگوهاي جايگزين ارائه كند. موضوع و هدف بحث عالمان و دينداراني كه به نحوي با مسأله حكومت و حكومتداري روبهرو بودند و از آنها درباره مسائل اجتماعي نظرخواهي ميشده است، ناخودآگاه به "نگرش كلان و سيستمي به دين" معطوف ميشدهاند. قرار گرفتن مسلمانان در برابر افكار، روابط و توليدات دنياي مدرن و تسلط غرب بر فرهنگ مسلمانان، انديشمندان اسلامي را به مسأله "قابليت و فعليت دين براي اداره امور و راهحل پيروزي دين در رقابت جهاني" معطوف ساخت. اقدام دينداران در ايران براي تشكيل حكومت بر اساس اسلام و قرار گرفتن عملي در صحنه مديريت جامعهاي متصل به جامعه جهاني، سبب توليد بيشتر و صريحتر افكار و نظريات نسبتبه مساله "توانايي دين براي مديريت جمعي" شد. پرسشها و نيازهاي فراوان در ابعاد مختلف امور اجتماعي، به ويژه مسائل مربوط به نهادها و سازمانها كه مديران آنها قصد ساختارسازي بر اساس اسلام را داشتند، سبب برگزاري كنگرهها و كنفرانسهاي متعدد با موضوعاتي مانند: "اقتصاد اسلامي"، "بانكداري اسلامي"، "روانشناسي اسلامي"، "فرهنگ اسلامي"، ديدگاههاي اسلام در پزشكي"، "مديريت اسلامي"، "قضاوت اسلامي"، "زن در اسلام"، "معماري اسلامي"، "حكومت در اسلام" و… شد؛ كتابها و مقالاتي با عنوان: نظام مالياتي، نظام حكومتي، نظام اقتصادي، نظام سياسي، نظام مالي، نظام تربيتي، نظام اخلاقي، نظام قضايي، نظام خانواده، نظام دفاعي، نظام بينالمللي، نظام عبادات، نظام مجازات، نظام مشاركت، نظام حقوقي، نظام اجتماعي، سيستم اقتصادي، سيستم قضايي، سيستم سياسي، فقه زندگي، الحياة (توصيفي نظامواره از تفكر دين نسبت به ابعاد مختلف زندگي) و… نوشته شد. انديشههاي اجتماعي رهبران و متفكران ديني به صورت متمركز مورد بحث و بررسي قرار گرفت. مراكز تحقيقاتي و مطالعاتي براي توليد فكر و نظريه ديني فعال شد. محققان عمده اين مراكز و مولفان كتابها و مقالات بالا بر ضرورت نظامسازي بر اساس تفكر اسلام اتفاق نظر دارند؛ تاملات و نوآوريها يا كاستيها و ابهامها در روش نظامسازي است؛ نظامي كه چهار شاخصه ذيل را دارا باشد: 1. پاسخگويي نيازهاي طبيعي و واقعي 2. فرهنگساز و آيندهساز 3. كارآيي برتر نسبتبه نظامهاي مشابه 4. قابل استناد به اسلام و تفكر ديني اين بحث به بررسي هويت شبكهاي و سيستمي دين و تبيين خصلت استراتژيك گزارههاي آن ميپردازد تا راهبرد تدوين سيستمهاي موجود در دين را توصيف كند. بررسيهاي اوليه در منابع اسلام، وجود گزارههاي مهم، حساس و تصميمسازي را در زمينههاي مختلف زندگي فردي و جمعي نشان ميدهد و به نظر ميرسد كه دين اسلام براي موضوعات مختلف در زندگي انسانها برنامه و مدل ارائه كرده است و اين مدلها به صورت شبكه واحد با يكديگر در تعامل هستند و هر يك از گزارههاي دين جايگاه خاصي در شبكه و سيستم طراحي شده دارند كه فقط در صورت قرارگرفتن در موقعيت واقعي خود، اثر مورد نظر را توليد ميكنند. براي دستيابي به موقعيت و خصوصيت هر يك از گزارههاي دين در سيستمهاي حياتي زندگي و كشف سيستمهاي پيشنهادي دين نياز به ديد سيستمي و عبور از ذهنيت جزئي و توصيهاي بودن گزارههاي دين و دستيابي به ذهنيت برنامهساز و استراتژيك بودن آنها است. اين بحث، نگرشي از بيرون به دين به هدف دستيابي به شبكه كلانِ دين و ارائه تصويري سيستمي از دين و شفافسازي نقش آن در عرصه تصميمسازي و تدوين استراتژي جوانب مختلف زندگي است. مساله بحث و ضرورت توجه به آن مشكل و مسألهاي كه انگيزه و سرچشمه اين بحث ميباشد، مطرح شدنِ "ناكارآمدي دين در محيط رقابت نظريات و ايدهها براي مديريت زندگي جمعي" است كه بهواسطه تاخير انديشمندان ديني در ارائه مدلها و الگوهاي اجراييِ دين براي زندگي امروز و آينده به وجود آمده است. اين مسأله از چهار مفهوم تشكيل شده است: مديريت زندگي جمعي+ محيط رقابت+ كارآمدي و ناكارآمدي+ دين كه هر يك بايد به طور مستقل تبيين و تفسير تا ضرورت تحقيق آشكار شود. محور اول: "مديريت زندگي جمعي" شيوه مديريت جامعه در استراتژي و برنامه زندگي فردي تاثير معنيدار دارد و بهويژه در زمان معاصر به دليل گستردگي جمعيت و گسترش نيازها و بازارهاي فكري و مالي، راهبري افراد از راه نهادها و فرهنگ اجتماعي انجام ميشود و فرد از طريق جمع مديريت ميگردد و مديراني كه براي محورهاي مختلف ارتباطي انسان و لايههاي چندگانه اين محورها، طرح و برنامه منسجم و شبكهاي داشته باشند، ميتوانند انبوه افراد را به سوي اهداف خود حركت دهند. محور دوم: "محيط رقابت" دركنفرانس ملي مديريت در مالزي، شعار ذيل به عنوان راهبرد آينده طرح شد: "سبقتگيري بر الگوهاي موفق در جهان يك استراتژي مهم و اصولي است". در عناوين مقالات نيز به عنواني مانند "رقابت براي تصاحب آينده" برميخوريم كه نشاندهنده حساسيت محيط رقابت است. محيط رقابت يعني قرار داشتن در موقعيتي كه نيازي احساس شود و منابع رفع نياز و روشهاي رفع آن متعدد باشد؛ به عبارت ديگر محيط رقابت يعني قرار داشتن در موقعيتي كه عرضه بيش از تقاضا است و تقاضا كننده امكان انتخاب دارد. گسترش منابع انساني و توليدات فكري و مادي به همراه گسترش شبكه توزيع، سبب روبهرو شدن مردم با كثرت و تنوع افكار و اجناس ميشود و اين رويارويي، فرد را در موقعيت انتخاب قرار ميدهد كه قاعده حاكم بر فرآيند آن، "بهترين كيفيت با كمترين زحمت" است. وقتي در فضاي نظريهپردازي و برنامهريزي، طرح و برنامههاي مختلفي ارائه شود كه هر يك اهدافي را براي حركت كمالخواهي انسان ترسيم كرده و راه و روشهايي را براي رسيدن به آنها ارائه كردهاند، خودبهخود محيط انتخاب و در نتيجه محيط رقابت ايجاد ميشود. جهاني شدن زندگي نيز رقابت را شديدتر و گستردهتر ميكند. اگر در گذشته رقيب يك طرح و برنامه، نظري در همان محيط بود، امروز رقيب، انبوه نظرات از كل دنيا با نمونههايي از موفقيت، طرفداران فراوان، تبليغات نافذ و قرار گرفتن در موقعيت مقايسه است. در چنين فضايي انسانها به دنبال دسترسي به طرح و برنامهاي هستند كه با كمترين زحمت، بيشترين كيفيت را به زندگي آنها اعطا كند كه در نتيجه چنين محيطي، فقط بهترين روش و نظر، قدرت بقا در رقابت را دارد. نمونهاي از تاثير الگوها و رقابت بين آنها در كتاب "هنر كشف آينده" جريان صنعت ساعتسازي سوئيس اينگونه توصيف شده است: "در سال 1968 اگر از كسي پرسيده ميشد كه در سال 1990 كدام كشور صنعت ساعتسازي را تحت سلطه خود خواهد داشت؟ همواره انتظار شنيدن نام سوئيس را داشتيم؛ زيرا طي 60 سال گذشته صنعت ساعتسازي سوئيس برترين بود. هركس ميخواست يك ساعت خوب و دقيق بخرد، ساعت ساخت سوئيس تنها انتخاب بود. سوئيسيها همواره در حال بهبود صنعت ساعتسازي خود بودند و براي اين منظور ابتدا عقربه دقيقهشمار و سپس عقربه ثانيهشمار را ابداع كردند. آنها همواره به منظور يافتن راههاي بهتر براي توليد فنرهاي ساعتهاي مدرن در حال تحقيق بودند. تحقيقات آنان منجر به توليد ساعتهاي ضد آب شد؛ سپس ساعتهايي را كه به صورت خودكار كوك ميشدند عرضه كردند. آنها همواره تلاش داشتند تا ساعتهايي بهتري را عرضه كنند. در سال 1968 اين كشور موفق شد كه بيش از 65 درصد فروش جهاني ساعت و بيش از 80 درصد سود آن را در اختيار بگيرد. تا سال 1980 كه سهم بازار جهاني آنها به كمتر از 10 درصد تقليل يافت؛ چرا چنين اتفاقي افتاد؟ سوئيسيها با يك الگوي جديد در ساعت روبهرو شده بودند؛ يعني دگرگون شدن اصول اوليه ساعتسازي. سيستم مكانيكي جاي خود را به سيستم الكترونيكي داده بود و به همين دليل تمامي آنچه كه سوئيسيها در آن سرآمد بودند (توليد دنده و فنرهاي برتر)، ديگر مورد استفاده نداشت. به همين دليل ساعتسازي سوئيس فروپاشيد و طي سالهاي1979تا 1981 از 62 هزار ساعتساز، حدود 50 هزار نفر كار خود را از دست دادند و چنين عددي براي كشور كوچكي مانند سوئيس يك فاجعه بود. اما همين مساله براي كشور ژاپن بزرگترين موفقيت شد. ژاپن در سال 1968 كمتر از يك درصد بازار ساعت را در اختيار داشت (با وجود اينكه ساعتهاي مكانيكي آنها تقريباً به خوبي ساعتهاي سوئيسي بودند)، اما پس از بروز الگوي ساعتهاي الكترونيكي، حدود 33 درصد بازار را در اختيار گرفت. نكته جالب اينجا است كه اين خود سوئيسيها بودند كه بناي اوليه ساعتهاي الكترونيكي را در انستيتو تحقيقاتي "نوشاتل" در سوئيس نهادند؛ اما وقتي اين ايده را در سال 1976 با توليدكنندگان در ميان گذاشتند، هيچكس آن را جدي نگرفت و تصور ساعتي كه نه فنر و نه دنده بخواهد، براي آنها معني نداشت. محققين سوئيسي اين ابداع خود را در كنگره جهاني ساعت در همان سال نيز ارائه دادند؛ شركت ژاپني سيكو ايده آنها را جدي گرفت و… " (بقيه را خودتان ميدانيد!) اين نمونهها منحصر در حوزه اقتصاد و صنعت نيست؛ در حوزه تحقيق، تغيير الگوها و رقابت استراتژيهاي تحقيقي، سبب پيدايش تحقيقات مساله محور و توسعهاي شد. در حوزه آموزش الگوي آموزش به روش حل مساله، بنيان آموزش به روش سخنراني را متزلزل كرد. در حوزه تفكر و تحليل، الگوي تفكر خلاق و تفكر انتقادي سبب كشف حقايق بيشتر شد. محور سوم: " كارآمدي" برنامهها و سيستمها در صورتي قادر به بقا خواهند بود كه كارآمد باشند. كارآمدي يعني توازن ميان هزينهها، دستآوردها و نيازها. "توازن" يعني توليد برنامه، نيازي را برطرف كند كه اهميت رفع اين نياز نسبتبه هزينه و صرف امكاناتي كه براي توليد ميشود، قابل قبول باشد. مقصود از "قابل قبول بودن" را به صورت فرمول ذيل ميتوان نمايش داد: IN= ضريب اهميت نياز EP= ميزان تاثير توليدات سيستم در رفع نياز S= ميزان هزينه انجام شده براي توليد ES= ضريب تاثير هزينه در رفع نيازهاي با اهميتتر يا همرديف با نياز مورد نظر B = ضريب كارآمدي رقيب هر نظريه براي اينكه صادق و كارآمد باشد، بايد داراي شاخصههاي كلان ذيل باشد: "انسجام منطقي دروني " هماهنگي با معادلات طبيعي(جريان موجود در آن همسو با جريان موجود در هستي باشد.) " سهولت در تشخيص و فهم " هزينه كم، امكانات حداقلي براي اجرا " نفع محسوس و هر سيستم مبتني برچنين نظريهاي براي اينكه كارآمدي خود را فعال كند، نيازمند برنامهريزي كلان، خرد، تعيين استراتژيها و راهكارها است و در نبرد استراتژيها و برنامهها، به مقتضاي قاعده حاكم بر محيط رقابت، استراتژياي موفق است كه بتواند سه شاخصه ذيل را تامين كند: 1. برتري كيفي+ تنزل هزينه دستيابي 2. نوآوري(الگوهاي جديد) 3. پيشبيني و آيندهنگري+ آيندهسازي محور چهارم: " دين" (از آنجاكه بحث "هويت دين" به تفصيل در بدنه اين بخش مطرح خواهد شد، در اين قسمت تنها به اشاراتي كه زمينهساز احساس موضوع و ضرورت آن است، بسنده ميشود.) هرجا سخن از "دين" ميرود، ارتباط بشر با مطلق و وجود برتر خودنمايي ميكند. طوايف مختلف دينداران (اديان الاهي، اديان اسطورهاي، مكاتب و نحلهها و قرائتهاي مختلف ديني) جملگي رو به عوالمي برتر از ماده دارند و مقصودي را در ماورا جستوجو ميكنند. دين، نگرشهاي لازم، جهتدهي و برنامه عملي براي اين حركت ارائه ميكند. دين اسلام مدعي كمال، فراگيري و خاتميت است. تعدد گزارههاي سياسي، حقوقي جزايي، فرهنگي، اقتصادي، آموزشي و رسانهاي موجود در قرآن و سنت، انسجام محتواي دروني با مدعا را به داوري ميگذارد. تشكيل حكومت از سوي پيامبر اسلام (ص) و جانشين او اميرالمؤمنين (ع) و اقدام به مديريت زندگي جمعي بر اساس محتواي دين، احتمال حداقلي و فردي بودن دين اسلام را، احتمالي بدون قرينه درون ديني قرار ميدهد. فرضيه بحث پرسشي كه اين بحث عهدهدار پاسخ به آن است، اين است كه "دين اسلام براي مديريت زندگي جمعي در محيط رقابت نظريات و ايدهها مدعي كارآمدي است؛ از سوي ديگر ابعاد گسترده و پيچيده زندگي مدرن كه نيازها، افكار، ارتباطات و معادلاتي جديد را پديد آورده است، سبب بروز ادعاي كارآمدي "مديريت علمي" و ناكارآمدي "مديريت ديني" در اين عرصه شده است، آيا راهبردي براي فعال و محسوس كردن كارآمدي دين وجود دارد؟" آنچه پس از بررسي اوليه محورهاي مختلف "فلسفه دين"، فلسفه حقوق و فقه" ، "فلسفه فرهنگ و اخلاق" ، "فلسفه سياست و حكومت" و گزارههاي درونديني مربوط به اين حوزهها و تحليل ابتدايي آنها (تعيين اوليه متغيرها و رابطه بين آنها) بههمراه بررسي حوزههاي كاربردي مربوط به مديريت و برنامهريزي، ساختارسازي، طراحي سيستم، مدلسازي، فرهنگسازي، آيندهسازي و مهندسي اجتماعي به دست آمد، فرضيه اين بحث را به صورت ذيل شكل داد: به نظر ميرسد كه راهبرد فعالسازي و محسوسكردن كارآمدي دين در عرصه زندگي امروز و فردا نگرش سيستمي و استراتژيك به گزارههاي دين است. (نظريه دين استراتژيك در برابر نظريه دين اقلي و اكثري) و راهبرد مدلي كه براي تحقق فرضيه فوق بايد طراحي و اجرا شود عبارت است از: تقسيم گزارههاي دين به سه لايه: نگرشساز، راهبردساز (استراتژيكي) و راهكارساز (تاكتيكي) و مدلسازي به وسيله پيوند زدن اين سه لايه به يكديگر در مصاديق و موضوعات. اين تحقيق با تمركز بر مفهوم و مصاديق "سيستم" و "استراتژي"، سعي در توصيف هويت سيستمي دين و خصلت استراتژيك گزارههاي آن دارد كه شايد حلقه مفصلي بين "جامعيت، خاتميت و ابديت دين"، "سيستماتيك و شبكهاي بودن دين"، "ثابت و متغير در دين"، "تاثير زمان و مكان در دين" باشد. استدلال مقدمه اول مباحثي كه در قسمت توصيف سيستم، نگرش سيستمي و استراتژي در كتاب مطرح شده است، نتايج ذيل را ارائه ميكند: الف. سيستم فعال و هوشمند، سيستمي است كه عناصر و اجزاي آن تابع اهداف سيستم بوده، داراي لايههاي عمقي و عرضي است، ساختار ارتباطي ميان لايههاي آن نيز بر اساس اهداف سيستم جهتگذاري و نيروبخشي ميشوند، اهداف و ساختارهاي سيستم داراي اولويتبندي و تعيين حداقل و حداكثر ارتباطي هستند، بر عناصر محيطي خود تاثيرگذارند و ساختارهاي موجود محيطي را تحول ميبخشند، قابليت خود تنظيمي و تعادلگرايي دارند، به طور مستمر و تدريجي در حال رشد و تحول هستند و معادلات موجود در هستي را ترسيم ميكنند. ب. گزارههاي استراتژيك جملاتي هستند كه داراي بار معنايي با حداكثر زاويه ديد، حداكثر نفوذ به مباني و ريشهها براي دستيابي به ساختارهاي بنيادين موضوع، داراي حداكثر كليت و فراگيري در موضوع خود هستند كه در حداقل لفظ و متمركزترين قالب ارائه شدهاند و شفافسازي جهتگيريها، اهداف، ساختارها، نقاط كليدي و محوري در تمام ابعاد موضوع را تامين ميكنند. استراتژي، طرحي منسجم، جامعنگر و يكپارچهكننده براي حركت در كوتاهترين راه به سوي هدف، با بهترين بهرهبرداري از منابع و امكانات موجود است. استراتژي يا راهبرد، راه و روش رسيدن به اهداف بلندمدت و حياتي است. يك موضوع استراتژيك و راهبردي، موضوعي است كه جنبه حياتي دارد؛ يعني در استمرار شاخصههاي حيات تاثير عمده دارد و معمولا در محيط رقابتي اهميت خود را نشان ميدهد. از دلايل اصلي نياز به استراتژي و تفكر استراتژيك، وجود اختلاف عملكردها و برنامهها، وجود محيطهاي مختلف، وجود تمايلات و سلايق متفاوت و پيچيدگي روابط انساني است. براي تعيين استراتژي بايد اهداف بلند مدت+ مجموعه اقدامات كلان لازم براي رسيدن به آنها مشخص شود. استراتژي از تصميمها، برنامهها و قواعد مرتبط ساختن اقدامات به يكديگر براي رسيدن به هدف تشكيل شده است. معمولاً افراد و مجموعهها در تشخيص اهداف كلي تا حدودي صحيح و مشترك عمل ميكنند؛ اما در تدوين استراتژي، تفاوتهاي آشكاري بين آنها وجود دارد. تدوين يك استراتژي صحيح مهمترين عامل برتري بر الگوها و فعاليتهاي ديگران است. آيه شريفه "لا تهنوا و لاتحزنوا و أنتم الاعلون إن كنتم مؤمنين" بيانگر همين حقيقت است كه اگر استراتژي اسلام در زندگي فردي و جمعي ما مورد توجه قرار گيرد، الگوهاي ديگر فرهنگها و تمدنها قدرت رقابت با اسلام را نخواهند داشت. استراتژي، يك ديد تمامنگر و يكپارچه است و برنامهريزي استراتژيك، تغيير فعاليتها براي حداكثر استفاده از فرصتها است. در استراتژي يك اصل قوي و ثابت وجود دارد و آن تمركز است (تمركز بر يك موضوع). اين اصل ناشي از محيط رقابتي و محدوديت منابع است. استراتژي، اثربخشي خود را از زاويه ديد استراتژيك نسبتبه محيط رقابت ميستاند؛ براي تدوين يك استراتژي اثربخش بايد كلاننگري بههمراه دقيقنگري داشت و قواعد رقابت را به درستي شناخت. درونمايه اصلي استراتژي، فرصتها هستند. ماهيت استراتژي، تشخيص فرصتهاي اصلي براي تحقق اهداف نهايي و تمركز منابع در جهت تحقق منافع نهفته است. شناخت پارادايم حاكم و پارادايم آينده حياتيترين عامل در طراحي يك استراتژي اثربخش است؛ مثلا اگر پارادايم آتي "تكنولوژي اطلاعاتي" باشد، كشورهايي كه از الان استراتژي خود را بر اين محور استوار كردهاند، آينده را بهدست خواهند داشت. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 14:40 توسط امیر دهقان نیری |
|
|
با سلام
مقاله ی زیر در رابطه با نظریه ی برهان ناپذیری وجود خداست.که به نظرم خوب بود که بقیه ی دانشجویان هم این مقاله رو بخونن. چکیده امکان شناخت واثبات خداوند 2. عدم ضرورت اقامه برهان برای خداوند 3. امکان اثبات خدا مخالفان براهین فلسفی خداشناسی ب. حسیون و طبیعیون ج. مکتب شهود و عرفان ادلّۀ نظریه مخالفان دلیل اول: خطاپذیری معرفت عقلی دلیل دوم: امتناع اقامه برهان به وجود خدا به دلیل ماهیت نداشتن دلیل سوم: امتناع اقامه برهان لمّی بر وجود خداوند دلیل چهارم: عدم اثبات خدای ادیان از طریق فلسفه دلیل پنجم: دلیل نقلی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 18:59 توسط مصطفی رستمی(مدیریت وبلاگ) |
|
|
مفهوم سوره و آيه سوره از«سور بلد»(ديوار بلند و گرداگرد شهر)گرفته شده است، زيرا هر سورهآياتى را در بر گرفته است و به آن احاطه دارد، مانند حصار(سور)شهر كه خانههايىرا در بر گرفته است. برخى آن را به معناى بلنداى شرف و منزلت رفيع گرفتهاند، زيرا بنابر گفتهابن فارس يكى از معانى سوره، علو و ارتفاع است و«سار يسور»به معناى غضبنمودن و بر انگيخته شدن از همين ماده است.هر طبقه از ساختمان را نيز سورهمىگويند. ابو الفتوح رازى مىگويد:«بدان كه سوره را معنا منزلتبود از منازل شرف و دليلاين، قول نابغه ذبيانى است: ا لم تر ان الله اعطاك سورة ترى كل ملك دونها يتذبذب نمىبينى كه خداوند به تو شرف و منزلتى رفيع داده است كه هر پادشاهى نزد آنمتزلزل مىنمايد».اضافه مىكند:«با روى شهر را از آن جهتسور خوانند كه بلند ومرتفع باشد» (1) . برخى ديگر آن را از«سور»به معناى پاره و باقى مانده چيزى دانستهاند.ابو الفتوحدر اين باره مىگويد:«اما آن كه مهموز گويد، اصل آن از«سؤر الماء»باشد و آن بقيهآب بود در آبدان و عرب گويد:«اسارت في الاناء»اگر در ظرف چيزى باقى گذارى. از همين جاست كه اعشى بنى ثعلبه-شاعر عرب-مىگويد: فبانت و قد اسارت في الفؤاد صدعا على نايها مستطيرا آن زن، از من جدا شد و در دل باقى گذارد شكافى عميق بر اثر دورى خود كه هرلحظه در حال گسترش است» (2) . بنابر اين، سوره در اصل سؤوه بوده(به معناى پارهاى از قرآن)و به منظور سهولتدر تلفظ، همزه به واو بدل شده است، و تمام قاريان متفقا آن را با واو خواندهاند و درهيچ يك از موارد نه گانه كه در قرآن آمده كسى آن را با همزه قرائت نكرده است. آيه، به معناى علامت است، زيرا هر آيه از قرآن نشانهاى بر درستى سخن حق تعالى استيا آن كه هر آيه مشتمل بر حكمى از احكام شرع يا حكمت و پندىاست كه بر آنها دلالت دارد: و تلك آيات الله نتلوها عليكبالحق و انك لمن المرسلين (4) و ...كذلك يبين الله لكم الآيات لعلكم تتفكرون (5) . جاحظ گويد:«خداوند كتاب خود را-كلا و بعضا-بر خلاف شيوه عربنام گذارى كرد و تمام آن را قرآن ناميد.چنان كه عرب مجموع اشعار يك شاعر راديوان مىگويد.و بعض(پاره)آن را مانند قصيده ديوان، سوره و بعض سوره را مانندهر بيت قصيده، آيه ناميده و آخر هر آيه را مانند قافيه در شعر، فاصله گويند» (6) . راغب اصفهانى مىگويد:«آيه، شايد از ريشه«اي»گرفته شده باشد، زيرا آيهاست كه روشن مىكند:ايا من اي، كدام از كدام است»ولى صحيح آن است كه از«تايي»اخذ شده باشد، زيرا تايي به معناى تثبب و پايدارى است.گويند:«تاي ايارفق، مدارا كن، آرام باش»و شايد از«اوي اليه»گرفته شده باشد، به معناى پناه بردنو جاى گزين كردن و هر ساختمان بلندى را آيه گويند: ا تبنون بكل ريع آية تعبثون (7) ، در زمينهاى مرتفع ساختمانهاى بلندى به پا مىداريد و بيهوده كارى مىكنيد». سپس گويد:«هر جملهاى از قرآن را كه بر حكمى از احكام دلالت كند آيه گويند، خواه سوره كامل باشد يا چند فصل يا يك فصل از يك سوره، و گاه به يك كلام كاملكه جدا از كلام ديگر باشد آيه گويند.به همين اعتبار آيات سورهها قابل شمارشاست و هر سوره را مشتمل بر چند آيه گرفتهاند» (8) . لازم استبه طور اختصار ياد آور شويم كه اشتمال هر سوره بر تعدادى آيات، يكامر توقيفى است.و كوچكترين سوره-سوره كوثر-شامل بر سه آيه است.وبزرگترين سوره-سوره بقره-شامل بر 286 آيه است.به هر تقدير كم يا زياد بودنآيههاى هر سوره با دستور خاص پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله انجام گرفته و هم چنان بدون دخلو تصرف تاكنون باقى است، و در اين امر سرى نهفته است كه مربوط به اعجاز قرآن و تناسب آيات مىباشد. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 11:34 توسط صادق اکبری |
|
|
می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند
ستایش کردم ، گفتند خرافات است عاشق شدم ، گفتند دروغ است گریستم ، گفتند بهانه است خندیدم ، گفتند دیوانه است دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم ! « دکتر علی شریعتی » ( دفترهای سبز ) |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 0:18 توسط خانم سعیدی پور |
|
|
درود خدا بر علی (ع) که فرمود :
اگر با شمشيرم بر بينى مؤمن بزنم كه دشمن من شود ، با من دشمنى نخواهد كرد ، و اگر تمام دنيا را به منافق ببخشم تا مرا دوست بدارد ، دوست من نخواهد شد و اين بدان جهت است كه قضاى الهى جارى شد ، و بر زبان پيامبر اُمى (ص) گذشت كه فرمود :
" اى على ! مؤمن تو را دشمن نگيرد ، و منافق تو را دوست نخواهد داشت ."
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 23:53 توسط امير معتمدي |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
هدف از ایجاد این وبلاگ ایجاد مکانی برای تبادل نظر و طرح اندیشه های دینی است.دانشجویان در این وبلاگ می توانند مطالب خود را نمایش داده و با دیگر دانشجویان بحث و تبادل نظر داشته باشند.با تشکر از استاد گرامی سرکار خانم ندری.
|
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 |
|
RSS
|